حمید کیانیان برادر بازیگر محبوب کشورمان، رضا کیانیان با آموزش تئاتر به معلولان، آنها را در مسیر پیشرفت و شکوفایی حمایت و ضمن اشتغال برای آنها تئاتردرمانی میکند.
محله
کارخانه قند
محلهجانبازان پیشتر بهواسطه کارخانه قندش، نزد اهالی به محله «کارخانه قند» معروف بود، اما حالا مجتمعهای تجاری خوشقدوبالایش درحاشیه بولوار جانباز گوی سبقت را از این کارخانه سالخورده ربوده و محله را بهنام «جانبازان» معروف کرده است. کارخانه قند آبکوه اولین کارخانه قند خراسان بود که تکنیسینهای چکسلواکی آن را تأسیس کردند.
حمید سبحانی، عکاس محله کارخانه قند، از سال ۸۸ وارد این حرفه شد و تاکنون در ۴۰ جشنواره داخلی و خارجی شرکت کرده است. از افتخارات او میتوان به کسب روبان قرمز جشنواره آمریکا اشاره کرد.
مجید دولتی، هنرمند محله کارخانه قند، در مسیری پرفرازونشیب، هنر را با ورزش درآمیخته است. او اکنون با قلم خود، فرهنگ پارسی را زنده نگه میدارد و باور دارد که هویت راستین، در گرو پیوند با هنر نیاکان است.
«گواهی» با هدایتهایش، خانههای تاریخی بسیاری را در مشهد زنده کرده است. او مردی است که انگشتانش نه فقط مرمتگر، که مترجم زبان خاموش دیوارهای تاریخی شده است تا روایت و قصه آنها را تعریف کند.
زینب شریفی میگوید: فعالیتهای ما بیشتر درزمینه حمایت از زنان سرپرست خانوار و افزایش توانمندسازی آنهاست که درکنار آن، هفته اول هرماه به مدت پنج روز، نمایشگاه نیز اجرا میشود.
تلاش یک، خیابانی قدیمی در ورودی محله جانبازان یا همان کارخانه قند آبکوه است. به گفته قدیمیها این محدوده در گذشته به «کوچه مسجد حسینی» کارخانه قند آبکوه معروف بود.
قند در آن زمان یک محصول استراتژیک و کمیاب است که میتواند بر معیشت و رضایت مردم اثرگذار باشد. اهمیت این محصول تا آنجاست که وقتی کارخانه قند آتش میگیرد، روزنامهها همه اخبار آن را پوشش میدهند.
سیدعلیرضا حسینیموسوی، هنرمند مستندساز و فیلمساز در بیش از دودهه فعالیت هنری، ۳۷ فیلم کوتاه و ۳ فیلم بلند را تهیه و کارگردانی کرده است. برخی از فیلمهای او مثل؛ «قابهای خالی» درخششی جهانی داشته است.
کارخانه قند آبکوه بهعنوان سومین کارخانه قند ایران با کمک مهندسانی از کشور چکاسلواکی در زمینی به مساحت حدود ۲۸هکتار در اراضی آبکوه مشهد ساخته شد.
فاروق تیموریان هنرمندی است که دستی هم بر آتش ورزشهای رزمی دارد و به همیندلیل خودش را «شاعر مبارز» معرفی میکند. «عشوههای قرن هفتم» کتاب شعر اوست که در سال۱۳۹۴ به چاپ رسیده است.
حسینآقا لحافدوز قدیمی میگوید: تشک پنبهای و پشمی و لایکو هیچ فرقی نمیکند؛ وقتی که دل خوش در زندگی داشته باشی، حتی اگر روی زمین هم سر بگذاری، خود را خوشبختترین آدم دنیا میپنداری.
خدیجه خسروی فعال فرهنگی و خیّر محله جانبازان میگوید: مادرم در زمان جنگ با بسیاری از بانوان دیگر آن دوران، بهمنظور کمک به پشت جبهه، در پایگاه بسیج مسجد جمع میشدند. با آنکه پنج سال داشتم، همراه مادرم به مسجد میرفتم.
ساعت ۶:۳۰ صبح با بهصدا درآمدن بوقی، همسرم بر سر کار میرفت و ظهر ساعت ۲ با بهصدا درآمدن بوق، ما میفهمیدیم که کار تمام شده است.
بهدنبال یک اتفاق ساده، موقعیت شغلی عبدالحسین خبازی تغییر میکند و این تغییر خوشایند، او را به آرزوی قلبیاش که مهندسشدن بود، میرساند.
نصرت، دختر مزرعهدار متمول تایبادی بعد از ازدواج زندگی سختی را تجربه میکند. او مدتی به تهران میرود و در کوره آجرپزی کار میکند اما نهایت دست سرنوشت او را بیبی حمومی محله جانباز میکند.
مسعود ریاضی، کشتیگیر مشهدی ساکن خیابان فردوسی میگوید: زمانی کشتی در استان قهرمانان زیادی داشت و این افراد الگویی برای نوجوانان بودند درنتیجه تنور کشتی در استان داغ بود.
حسین عجمی میگوید: معلمان سپاهدانش در دوره سهماهه آموزشی اطلاعات مختلف بهداشتی، پزشکی، حقوقی و حتی اداری را میآموختند تا گرهگشای مشکلات مردم در روستاها باشند.
کمربند آبی پایینترین رتبه در هاپکیدوست. خیلی از مربیها بهخاطر بردن من به مسابقات کشوری، به مربیام خرده میگرفتند و این کار را اشتباه محض میدانستند.
علیرضاحسینیموسوی، فیلمساز برتر مشهدی است که دستی هم در شعر، عکاسی و داستاننویسی دارد.
حسین طوفانی منزلش را دراختیار زائران قرار میدهد تا آنها که کیلومترها پیاده آمدهاند، زمانی را در خانهاش استراحت کنند و با انرژی دوباره به راهشان ادامه بدهند.